|
|
1- تواناییها ومحدودیتهای خود را بشناسید.
یکی ازاصول مهم بهداشت روانی خودشناسی است . هریک ازافراد آدمی دارای امکانات ، تواناییها
ومحدودیتهایی است. کسانی که ازقوتها وضعفهای خود آگاهی دارند وبا واقعیتهای کمتر گرفتار کجروی
وانحراف می شوند.
کشمکشها وتعارضات روانی زمانی پدید می آید که فرد با تجربه های ناکام کننده و دور ازواقعیت
روبه رو می گردد . ما باید آن گونه که هستیم خود را قبول داشته باشیم ودست به کارهای خارج
ازتوانمان نزنیم واگر کسانی را برتر، باهوشتر وفعال تر ازخود یافتیم کوشش نکنیم به مخالفت با آنان
برخیزیم . بلکه برعکس در حفظ شخصیت واحترام آنان بکوشیم تا آنان نیز به سهم خود دراحترام به
شخصیت ما دریغ نورزند .چرا که افراد بهنجار خود وزندگی خود را دوست دارند وهرگز کاری نمی
کنند که مورد بی احترامی ونفرت دیگران واقع شوند بلکه برعکس ، همه کوشش آنها برآن است که به
جلب محبت واحترام دیگران بپردازند.
2- ظرفیت روانی خویش را وسعت دهید.
انسان برحسب ظرفیت روانی خویش بامسائل زندگی رو به رو می شود . هرقدر ظرفیت روانی
افزایش یابد قدرت مقابله با مشکلات بیشتر می شود افزایش ظرفیت روانی رامی توان به عنوان
مهمترین عامل درپیشگری ازمشکلات روانی تلقی کرد .
نتیجه افزایش ظرفیت روانی دستیابی به بردباری است . وجود بردباری درفرد نشانه اطمینان به
خود است ودر نتیجه مشکلاتی که موجب ناراحتی می شوند قادر به تحریک فرد هستند واستمرار آن ،
فرد را به مدرج کمال می رساند و درنتیجه همواره احساس آرامش ، راحتی وایمنی می کند واز چنان
قدرت فکری برخوردار می شود که حاضر است بدی را با خوبی پاسخ دهد. این روش موجب ارتباط
بسیار صمیمی بین او ودیگران می شود ودشمنان را به صورت دوستان در می آورد . بنابراین معلوم
می گردد روش برخورد هرفرد بسته به میزان ظرفیت روانی اوست ودرهربرخورد میزان ظرفیت
طرف مقابل باید مورد توجه قرار گیرد. دراینجا توصیه می شود درصورتی که بردبار نیستید خود را
بردبار نشان دهید . بدین ترتیب ازراه عادت ، بتدریج ازظرفیت روانی قوی برخوردار خواهید شد
وازدرگیری با افراد وبا مسائل جزئی درامان خواهید بود و می توانید از نیروهای بالقوه خود
درامورمهم زندگی استفاده کنید.
3- احساسات خود را بپذیرید
معمولا هیجانهای شدید اضطراب ایجاد می کنند. خشم ، ترس ، اندوه ، احساس دست نیافتن به هدفها
،همگی هیجانهای ناخوشایندی هستند که ممکن است بخواهیم با انکار آنها ازاضطراب درامان باشیم ویا
سعی کنیم برخوردی عاری از هیجان داشته باشیم ولی باید بدانیم دربسیاری ازموقعیتها ، بروز هیجان
،یک واکنش طبیعی تلقی میشود .
مثلا هیچ علتی برای شرمگین شدن ازاحساس غربت ویا احساس خشم نسبت به کسی که به عهد خود
وفا نکرده است وجود ندارد .این هیجانها طبیعی هستند پذیرفتنشان بهتر ازانکار آنهاست .درشرایطی
که نمی توانید هیجان خود را ابراز دارید برای رهایی ازفشارروانی حاصل ازآن ، بهتراست راهی
برای برونریزی آن پیدا کنید.
پیاده روی طولانی ، کوبیدن برتوپ تنیس ،درمیان گذاشتن مساله با یک دوست همدل و... می تواند
هیجان شما را فرونشاند .
4- نقاط آسیب پذیر (ضعف ) خود را بشناسید
شناختن موقعیتهایی که شما را ناراحت می کند می تواند شما رادربرابر فشار روانی محافظت کند.
بسیاری ازافراد وقتی احساس اضطراب وناراحتی می کنند که با فشارکار روبه رو باشند. دراین حالت
با برنامه ریزی وفاصله گذاری دقیق بین کارخود می توانید ازاحساس درماندگی جلوگیری کنید. یا اگر
افراد بخصوصی شما را ناراحت میکنند می توانید ازآنان اجتناب کنید ویا سعی کنید بفهمید که درآنان
چه چیزی وجود دارد که شما را ناراحت می کند ؟ شاید این افراد اعتماد به نفس بالائی دارند وهمین
امرشما را ناراحت می نماید . وقتی علت ناراحتیهای خود را به دقت بشناسید ممکن است موقعیتهای
ناراحت کننده را به صورت دیگری ببینید .شاید درمواقعی که مجبورید در برابر دیگران سخن بگویید
به شدت مضطرب می شوید دراین حال نیزیا می توانید ازاین گونه موقعیتها اجتناب کنید ویا اینکه با
تمرین، براعتماد به نفس خود بیفزایید وبه جای این فکر که همه منتظرند تا من دهان بازکنم وازمن ایراد
بگیرند به خود بگویید همه با موضوع صحبت من موافق اند ومهم نیست که ازمن چند اشتباه سربزند
5- استعدادها ورغبتهای خود را پرورش دهید
معمولا افراد کم حوصله وناخشنود ، رغبتهای محدودی دارند وکاهش فعالیتهای لذت بخش سرانجام به
افسردگی منجرمی شود بنابراین افراد درهرسن وسالی باید فرصتها را غنیمت شمارند وازآنها حداکثر
استفاده را بنمایند و استعدادها ورغبتهای خود رادرزمینه های مختلف ازورزش ومهارتهای جسمانی
گرفته تا علائق تحصیلی، خواندن کتابهای مختلف، حفظ آیات واحادیث .کارهای دستی و هنری وانواع
مشاغل پرورش دهند. طبیعت آدمی به گونه ای است که هرقدر درباره موضوعی اطلاعات بیشتری
داشته باشد به آن موضوع علاقه بیشتری پیدا می کند وهمراه با ان زندگی ، گیرایی بیشتری می یابد .
علاوه براین احساس شایستگی ناشی ازدست یافتن به مهارتها، نقش عمده ای در بالا بردن عزت نفس
دارد.
6- با الگوهای برتر همانند سازی کنید.
همانندسازی به فرایندی اطلاق می شو د که فرد طی آن ویژگیهای فرد دیگری را برای خود سرمشق
قرار می دهد.
طی فرایند همانند سازی ، فرد رفتارهای گوناگونی کسب می کند که به رشد خویشتن داری ووجدان
کمک می کند . همانند سازی نقش قاطعی دررشد طبیعی شخصیت واجتماعی شدن فرد دارد. خداوند
درقرآن مجید ، الگوهای نمونه ای چون پیامبران الهی را به جوامع بشری ارائه نموده و ازپیروان خود
می خواهد که آنان را سرمشق خود قرار دهند و ازایشان پیروی نمایند ومی فرماید : منظور
ازذکرشرح حال آنها ،تقویت نیروهای فکری وآمادگی بیشتر برای زندگی و تفکر درحال اقوام گذشته
وعبرت گرفتن می باشد .
همانند سازی باالگوهای برتر موجب می شود هر یک از افراد جامعه سعی نمایند که بهترین فرد باشند
ودر نتیجه جامعه به صورت حرکت درراه بهترین شدن گام بر می دارد وازرکود واحساس پوچی
وافسردگی برحذر می ماند. بنابراین نتیجه عملی همانندسازی باالگوهای برتر، بهترین فرد بودن
بالاترین خدمت را انجام دادن وبیشترین رشد را پیدا کردن است
7- بادیگران روابط صمیمانه برقرار کنید
ریشه اصلی بیشترمشکلات عاطفی، احساس انزوا وتنهایی است . هرگاه بیشتر توجه خود را به
مشکلات خود معطوف کنید ممکن است گرفتار یک دلمشغولی ناسالم درباره خود شوید. آدمی موجودی
اجتماعی است وبه آرامش واطمینان خاطری که ازجانب دیگران فراهم می شود، نیاز دارد . در مواقعی
که با مشکلی روبه رو می شوید ازراه درمیان نهادن نگرانیهای خود با دیگران می توانید برمشکلات
خود غلبه کنید .
ازطرف دیگر ، علاقه وتوجه به مشکلات دیگران و سعی دربرطرف نمودن آن ، می تواند براحساس
ارزشمندی شما بیفزاید.
8- به موقع ازدیگران کمک بخواهید
برخی مشکلات را به تنهایی نمی توان حل کرد . وقتی احساس می کنید درحل وفصل یک مشكل
پیشرفتی ندارید ، موقع آن رسیده که ازدیگران کمک بخواهید .میل به کمک خواستن ازدیگران ،خود
حاکی ازپختگی عاطفی است نه نشانه ضعف نباید دست روی دست گذاشت تا احساس درماندگی پدید
آید .
منبع:
www.m_narjes.org
MASTURBATION IN CHILDREN
از آنجایی که دانشجویان علاقه ی زیادی به موضوعات مطرح شده در درس سمینار در مسائل روان شناسی نشان داده ولی
متاسفانه بنا به دلایلی موفق به حضور در این جلسات نشده اند٬ انجمن علمی روان شناسی تصمیم گرفت تعدادی از مباحث مطرح شده در این جلسات را در از این طریق در اختیار علاقمندان قرار دهد.
منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده ی شما عزیزان هستیم
با تشکر٬ دبیر انجمن
همه ما انسانها اضطراب را تجربه کرده ایم . بعضی رویدادهای زندگی به ما این باور را می دهند که در وضعیت خطرناکی هستیم . در این شرایط اضطراب واکنشی طبیعی است . چون کار اضطراب ، بسیج کردن نیروی دفاعی بدن است و به ما هشدار میدهد که گوش بزنگ باشیم وخود را از خطر حفظ کنیم . هنگامی که این ارزیابی اولیه ما از خطر نزدیک به وقوع آن ، واقع بینانه و درست باشد ، در این وضعیت ضرورت دارد که ما به دنبال یافتن پاسخ مقابله ای مناسب باشیم . بنابراین درمی یابیم که داشتن اضطراب اشکالی ندارد بلکه در طول فرایند مقابله به ما انرژی و نیرو هم می دهد تا بتوانیم از پس آن موقعیت دشوار برآئیم . اضطراب زمانی ناخوشایند است که ارزیابی اولیه از رویدادهای زندگی درست و واقع بینانه نباشد . وقتی بدون دلیل موجه ناراحت و تنیده هستید داشتن اضطراب نگران کننده است . در این حالت دچار رنج می شوید .
اضطراب چیست ؟
اغلب اصطلاح ترس و اضطراب به صورت مترادف به کار می روند . تفاوت این دو آن است که ترس اغلب به ارزیابی اولیه از خطر واقعی بر می گردد . در حالی که اضطراب بیشتر به حالت هیجانی و دلواپسی به علت خطری نامعلوم و مبهم مربوط می شود. ترس مرضی ، ترسهای اغراق آمیز و غالبا فلج کننده از رویدادها یا اشیاء خاص هستند ( مثل ترس از سوسک ، پر ، بلندی ) وحشت زدگی ، ترس شدید و ناگهانی همراه با تلاشهای عجولانه و دیوانه وار برای یافتن ایمنی است ، برخی از علائم وحشت زدگی شامل : نفس زدن ، تپش قلب ، تعرق ،لرزش ، تنگی نفس ، درد قفسه سینه ، تهوع ، سرگیجه و احساس خفگی است .
علائم اضطراب چیست ؟
وجود مجموعه ای از علائم بدنی ، فکری و احساسی نشانه وجود اضطراب است .
علائم بدنی : تپش قلب ، تنگی نفس ، از دست دادن اشتها ، تهوع ، بی خوابی ، تکرار ادرار ، چهره برافروخته ، تعرق ، اختلال گفتار و بی قراری .
علائم فکری : سردرگمی ، اختلال در حافظه و تمرکز ، حواس پرتی ، ترس از دست دادن کنترل ، کمروئی ، گوش به زنگی و افکار تکرار شونده .
علائم احساسی : عصبی ، بی طالقت ، نگران شدن ، هشیار ، وحشت زده ، افسرده، دلواپسی ، در هم تنیده ، حالت ترسناک یا هیجان زده به خود گرفتن .
آگاهی از این واکنشها مهم است . برای اینکه به شما کمک می کند تا متوجه اضطراب خود یا فرزندتان شوید . وقتی متوجه این علائم شدید از خود بپرسید آیا این علائم یک واکنش طبیعی به تهدید واقعی است یا ناشی از تنش بی جاست .
علل بروز این مشکل چیست؟
بر اساس مطالعات و تحقیقات انجام شده علت اضطراب در کودکان و بزرگسالان متفاوت است . مهمترین علل اضطراب در کودکان عبارتند از :
وجود زمینه ارثی ، وجود مادر مضطرب ، داشتن مادر وسواسی و یا کمال گرا ، شکست کودک در برقراری ارتباط اجتماعی ، انتظارات بیش از حد والدین از کودک ، بیماری های جسمی حاد و بیماری های دیگر از جمله : شب ادراری ، لکنت زبان ، معلولیت جسمانی و یا نقص جسمانی و ناتوانی های حسی از جمله شنوایی و بینایی.
میزان بروز این مشکل چقدر است ؟
اختلالات اضطرابی از شایعترین طبقات اختلالات روانی است و زنان با شیوع مادام العمر
۹- خیالبافی ها یا افکار غیر ارادی منفی و پیش بینی
درمان اضطراب ؟
چگونه ؟...
در درمان اضطراب رویکردها و شیوه های مختلفی وجود دارد. موثرترین درمان افراد ،دچار اختلال اضطراب تلفیقی از روان درمانی ، دارودرمانی و درمانهای حمایتی است .
رویکردشناختی – رفتاری (
آیا داروی خاصی برای درمان اضطراب وجود دارد ؟
دارو درمانی : دارو درمانی نیز از شیوه های کنترل ومهار اضطراب است . از جمله داروهایی که برای اختلال اضطراب تجویز می شود بوسپیرون ، بنزودیازپینها ، سه حلقه ای ها مثل ایمی پیرامین و داروهای ضد هیستامینی و ….
درمان موفق و کامل اضطارب ترکیبی از رواندرمانی و دارو درمانی است .
فهرست اختلالات اضطرابی به قرار زیر است :
در مواقع بروز اضطراب چه کاری بهتر است انجام داد ؟
توجه به پنج اصل اساسی می تواند به شما در کنترل اضطرابتان کمک کند .
منبع :
هراس اجتماعي نوعي اختلال اضطرابي ميباشد كه پس از افسـردگـي و اعـتـياد به الـكــل مــتـداولـتـريــن
اخــتـلال روانشنانختي محسوب ميگردد. افـرادي كـه دچـار هـراس اجتماعي مي بـاشنـد در مـوقعيـتهاي
اجتماعي، اضطراب شديدي را تجربه مي كنند. اين گـونه افراد از موقعيتهايي كه امكان دارد از سوي
ديگران مورد قضاوت و بررسي قرار گيـرند هـراس دارند. آنها دائـما از آن بيـم دارنـد كـه مــورد
قضاوت،ارزشـيابي، انتقاد، تحقير و تمسخر ديگران واقــع گردند. البته اغـلب مـردم در موقـعيـتهاي خـاص
اجتماعي مـانند صحبت در جمع و يا ورود به يك مكان مملو از افراد نـا آشــنـا دچـار خجالت و
دستـپاچگـي شـده و مــضطرب مي گردنـد كـه ايـن نـوع تــرس همـگـاني بيـانـگر هـــراس
اجتماعي نميباشد.
در صـورتي اضطراب فرد جنبه هـراس اجتماعي پيدا ميكند كه:
1- سبب گردد تا فرد از موقعيت هراس آور اجتناب كند.
2- هرگاه نتواند از آن بگريزد آن موقعيت را با استرس و پريشاني شديد تحمل ميكند.
3- در زندگي روزمره فرد تداخل قابل ملاحظه اي پديد مي آورد: كار، تحصيل، خـانــواده و زندگي اجتماعي.
افراد مبتلا به هراس اجتماعي از داشتن افكار نامعقول در رنج مي باشند اين گونه افراد معمولا از موقعيت هاي زير وحشت دارند:
1- ترس از صحبت در جمع (متداولترين)
2- كانون توجه ديگران قرار گرفتن.
3- خوردن و آشاميدن در مقابل ديگران.
4- نوشتن و يا كار كردن در حضور ديگران.
5- پرسش كردن در يك جمع و يا گزارش دادن.
6- استفاده از توالت عمومي و وسايل نقليه عمومي.
7- مورد انتقاد و اذيت ديگران قرار گرفتن.
8- ملاقات با افراد مهم مانند كارفرما، مدير، رييس.
9- ارتـبـاط بـا ديـگران: قـرار ملاقات گذاشتن، به ميهماني رفتن، شلوغـي، آغاز گفتگو ، خريد رفتن
10- طرز تفكر افراد نسبت به وي.
11- در حضور ديگران دچار اشتباه گردد.
علائم هراس اجتماعي:
هنگامي كه فرد در معرض موقعيت هراس آور واقع ميگردد دچار اين علايم ميگردد:
1- چهره افروخته، لرزش بدن، خشكي دهان و گلو، تيك عصبي، افزايش ضربان قـلـــب، تعريق كف دستها، احساس سرگيجه و حالت تهوع، درد شكم، سر درد، تنفس سريع و كم عمق.
2- احساس ميكند حرفي براي گفتن ندارد.
3- احساس بلاتكليفي و عدم اعتماد بنفس .
4- افكار منفي : خـودم را ملعبه دست ديگران كردم. جـز بـه افـكار مـنفي و بـازخوردها و واكنشهاي منفي ديگران و خود اضطرابي نميتواند تمركز كند.
5- درك اين موضوع كه اين افكار نامعقول ميباشند.
6- ميل شديد به گريختن از محل.
ترسهاي ناشي از هراس اجتماعي، روشهاي درمان...
ترسهاي برخاسته از هراس اجتماعي:
1- نگراني از آنكه ديگران متوجه علايم اضطرابي گردند مانند: تـعريـق و جـمـلات از هــم گسيخته.
2- ترس از آنكه احمق، مضحك و نادان بنظر برسد.
3- ترس از آنكه فردي ساكت، كسل كننده و خسته كننده بنظر آيد.
4- ترس از آنكه از نظر اجتماعي بي كفايت تلقي گردد.
قبل و بعد از موقعيت استرس زا:
فرد نه تنها در لحظه موقعيت استرس زا دچار اضطراب مي گردد، بـلـكه پـيش از وقوع آن حتـي از يــك هفته مانده به آن صحنه استرس زا را پيش بيني كرده و اضـطراب وي آغـاز مي شود. پس از پاين يافتن واقعه نيز عملكرد و گفته هاي خود را مورد ارزيابي قرار داده و معمولا از آنها رضايت كامل نداشته و خود را مورد نكوهش قرار مي دهد. هرگاه هراس اجتماعي فرد درمان نگردد، عواقب زير را بدنبال خواهد داشت:
1- مصرف مشروبات الكلي براي غلبه بر اضطراب.
2- استفاده از داروهاي آرامبخش.
3- افسردگي.
4- مشكل در ايجاد و تداوم ارتباط با ديگران.
5- محروميت از فرصتهاي شغلي و تحصيلي.
6- انزوا و كناره گيري از خانواده و اجتماع.
7- افكار خودكشي.
روشهاي درمان
1- تكنيك هاي غلبه بر اضطراب: شـامـل ريـلـكس كـردن عـضـلات، تـنـفس عـميق و آهستـه، مديتيشن و تصوير سازي ذهني ميباشد.
2- آموزش مهارتهاي اجتماعي: الگو سازي رفتار هاي مناسب،پس از آن تمرين آنها در فعاليتهاي واقعي زندگي.
3- در معرض عامل هراس آور قرار دادن: فرد را بمرور با عامل وحشت زا روبرو كرده و ترس وي را اينگونه كاهش ميدهند.
4- دارو: آرام بخشها، داروهاي ضد افسردگي و سركوب كننده سرتونين.
5- مشاركت در فعاليتهايي كه اعتماد بنـفس و حـس امـنـيـت فـرد را افـزايش ميدهد.
6- به چالش طلبيدن افكار نامعقول و مثبت انديشي
منبع : مردمان
گرد آورنده:
خانم مهرانی
2. فراموش نكنيد كه شما مسئول احساسات خود هستيد. شما از اتفاقي كه افتاده خشمگين شده ايد ، مخاطب شما، شمارا خشمگين نكرده است.
3. فراموش نكنيد كه خشم و پر خاشگري معادل يكديگر نيستند ميتوان خشم را همراه با ابراز وجود بيان كرد.
4. خود را بشناسيد ، طرز تلقيها ، شرايط محيطي ، حوادث و رفتار هاي خشم بر انگيز را شناسايي كنيد.
5. خود را در شرايط خشمگين شدن قرار ندهيد. اگر از ايستادن در صفي كه كند حركت مي كند خشمگين ميشويد راه ديگري براي رسيدن به اين خواسته هاي خود پيدا كنيد.
6. در حالت آرامش قرار گرفتن را بياموزيد و قبل از اينكه عصباني شويد و از كوره در برويد از آن استفاده كنيد.
7. براي كنار آمدن با خشم خود ، خط مشي هايي را ايجاد كنيد. از جمله مي توان به ريلكس شدن ، ورزش كردن ، مايه كوبي استرس، حل و فصل مشكلات درون خود اشاره كرد.
۸. روش هاي قاطعانه اي براي ابراز خشم خود ايجاد نماييد. آنقدر دست روي دست نگذاريد تا رنجش تمام وجود شما را اشغال كند. خشم خود را مستقيما ابراز داريد،از طعنه زدن خود داري كنيد.صادقانه حرف بزنيد،ناسزا نگوييد،تحقير نكنيد ، از هر اقدام حمله جسماني خود داري كنيد. خصومت ورزي را كنار بگذاريد. از جمله ابراز هايي كه جمعي ديگر به اثر بخش بودن آن معتقد هستند،ميتوان به موارد زير توجه كرد:
- بسيار خشمگين هستم
-از فرط خشم چيزي نمانده كه مشاعرم را از دست بدهم
-من با تو كاملا مخالفم
-وقتي اين حرف را مي زني از شدت خشم كلافه ميشوم
-از اين موضوع بسيار ناراحت هستم
-سربه سر من نگذار
-اين منصفانه نيست
-اين كار را مكن
-اين كار به شدت مرا عصباني مي كند
-حق نداري چنين كاري بكني!
-من به واقع اين كار را دوست ندارم
-من به اندازه كافي عصباني هستم و مايل نستم به اين وضع ادامه دهم
۹. براي حل و فصل خشم خود ابراز وجود كنيد،مسئوليت احساسات و طرز تلقي هاي خود را بپذيريد. به شكلي غير تدافعي گوش فرا دهيدو بدانبد كه كدام طرز تلقي،واكنش خشمگينانه شما را به دنبال داشته است.به جاي سرزنش ديگران به راه حل بيانديشيد
۱۰. لحظاتي بيانديشيد،آيا اين موقعيت ارزش آن را دارد كه وقت و نيروي خود را صرف آن كنيد؟ به نتايج احتمالي ابراز احساس خود فكر كنيد.
منبع:
ابراز وجود، دكتر رابرت البرتي و دكتر مايكل امونز
گرد آورنده:
خانم انتظاري

هدف مدیریت خشم کاهش احساسات هیجانی و بر انگیختگی جسمانی است که به موجب خشم بوجود می آیند. شما نمی توانید از چیز ها یا افرادی که شما را عصبانی می کنند دوری کنید یا اینکه آنها را تغییر دهید. ولی شما می توانید یاد بگیرید که چگونه واکنش هایتان را کنترل کنید.
تحقیقات نشان میدهد که پیشینه خانوادگی نیز در این مسئله نقش دارد . افرادی که به آسانی خشمگین میشوند عمدتا از خانواده های آشفته هستند و در ارتباط عاطفی مهارتی ندارند.
ابزار آرمیدگی بسیار ساده هستند مانند تنفس عمیق و تصویر سازی ذهنی . آرمیدگی میتواند در فرو کش کردن احساس خشم به شما کمک کند.
چند کار ساده ای که شما میتوانید انجام دهید عبارتند از:
۱. به صورت عمیق نفس بکشید و مسیر تنفستان را تجسم کنید.
۲. به آرامی یک کلمه یا عبارت آرام بخش را تکرار کنید ماند: « آرامش» « آسان بگیر»
۳. در حالی که به صورت عمیق نفس می کشید از تصویر سازی ذهنی استفاده کنید. یک تجربه آرامش دهنده را مجسم کنید خوا ه از خاطراتتان یا از تخیلتان.
۴. تمرین های آرام و غیر فعال می توانند ماهیچه های بدنتان را آرام کنند و احساس آرامش بیشتری به شما بدهند.
این فنون را هر روز انجام دهید و بیاموزید که به صورت اتوماتیک هر گاه در یک وضعیت تنش زا قرار داشتید از آنها استفاده کنید.
باز سازی شناختی به معنای تغییر روش فکر کردن است.
افراد خشمگین تمایل دارند که در صحبت های خود از کلمات بسیار شور انگیز که منعکس کنده افکار درونی شان است استفاده کنند.
موقعی که شما خشمگین می شوید تفکرتان می تواند اغراق شده یا خیلی پر شور باشد. در باز سازی شناختی تلاش می شود که این افکار با افکار منطقی تری عوض شود.برای مثال به جای این که به خودتان بگویید « اوه » یا « این افتضاح است » « همه چیز از بین رفت » ، به خودتان بگویید : « این نا امید کننده است و قابل فهم است که من در این مورد آشفته هستم اما این پایان دنیا نیست و خشمگین شدن نیز آن را درست نمی کند.»
هنگامی که در مورد خودتان یا کس دیگری صحبت می کنید مراقب کلماتی مانند هرگز یا همیشه باشید. « این ماشین هرگز کار نمی کند » یا « شما همیشه چیزی را فراموش می کنید» نه تنها غلط است بلکه باعث می شوند که شما احساس کنید که خشمتان موجه است و راهی برای حل مشکل وجود ندارد. این کلمات همچنین افرادی را که مایل به همکاری با شما برای یافتن یک راه حل هستندرا گریزان و تحقیر می کند.
به خودتان یاد آوری کنید که خشمگین شدن چیزی را درست نمی کند و باعث نمی شود که شما احساس بهتری داشته باشید. افراد خشمگین باید از نیاز های طبیعی شان آگاه شوند و انتظاراتشان را تبدیل به امیال خود کنند . به عبارت دیگر گفتن جمله : « من چیزی را دوست دارم » سالم تر از گفتن جمله : « من چیزی را می خواهم » یا « من آن چیز را باید داشته باشم » است. موقعی که شما برای دست یابی به آنچه می خواهید نا توان هستید ، واکنش های عادی را تجربه می کنید نا کامی نا امیدی و ناراحتی . اماخشم را تجربه نمی کنید. برخی افراد خشمگین ، از خشم خود بعنوان روشی برای اجتناب از احساس ناراحتی استفاده می کنند اما این به معنای محو کامل احساس ناراحتی نیست.
به یاد داشته باشید که شما نمی توانید خشم را حذف کنید . حتی اگر هم می توانستید ایده خوبی نبود . با وجود همه تلاشها مسائلی اتفاق می افتد که موجب خشم شما میشود و گاهی اوقات آن خشم موجه است.
زندگی پر است از نا کامی رنج شکست و اعمال غیر قابل پیش بینی دیگران.
شما نمی توانید آن را تغییر دهید . اما می توانید روشی را که اجازه می دهد چنین اتفاقاتی بر شما بگذارد ، تغییر دهید.
منبع : مجله مخاطبان
گرد آورنده :
خانم انتظاری
روز اول پسرک مجبور شد ۳۷ میخ به دیوار روبرو بکوبد. در روزها و هفته های بعد که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کمتر عصبانی شود ، تعداد میخ هایی که به دیوار کوبیده بود رفته رفته کمتر شد.
پسرک متوجه شد که آسانتر آن است که عصبانی شدن خودش را کنترل کند تا آنکه میخ ها را در دیوار سخت بکوبد.
به این ترتیب بالاخره روزی رسید که پسرک دیگر عادت کرد عصبانی شدن را ترک کند.
موضوع را به پدرش یاد آوری کردپدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازائ هر روزی که عصبانی نشود ، یکی از میخ هایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده بود را از دیوار بیرون بکشد.
روزها گذشت تا اینکه یک روز پسر جوان به پدرش رو کرد و گفت: « همه میخ ها را از دیوار در آورده ام.»
پدر دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیواری که میخ ها را روی آن کوبیده شده و سپس در آورده شده بود برد.
پدر رو به پسر کرد و گفت : کار خوبی انجام دادی ولی به سوراخ های که در دیوار به وجود آورده ای نگاه کن !!
این دیوار دیگر هیچ وقت دیوار قبلی نخواهد شد.
پسرم! وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می گویی مانند میخی است که در دیوار دل طرف مقابل می کوبی.
تو می توانی چاقویی را به شخصی بزنی و آن را در آوری ، مهم نیست چند مرتبه به خاطر عملی که مرتکب شدی از فرد مقابلت عذر خواهی کنی ، زخم چاقو کماکان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند.!
یک زخم شفاهی به همان بدی یک زخم فیزیکی است.
گرد آورنده :
خانم خلیلی
۵= ۱
۲۵=۲
۱۲۵=۳
۶۲۵=۴
؟=۵
قبل از آن که به جواب نگاه کنید دوباره فکر کنید...
پاسخ: جای علامت سوال باید عدد ۱ قرار دهید.اگر قبول ندارید گزینه اول را بیاد آورید. ۵=۱
نتیجه گیری اخلاقی:
مسائل ساده زندگی خود را بیهوده پیچیده نکنید.!
رشد معنوی فرایند بیداری و هوشیاری درونی است. یعنی صعود و بالا رفتن هوشیاری فراتر از وجود عادی و بیداری درمقابل حقایق جهان. یعنی فراتر از ذهن و نفس خود رفتن و درک اینکه واقعاً چه هستید.
رشد معنوی فرایند دور ریختن باورها و تصورات نادرست و غیرواقعی است و در این فرایند ما آگاهی و هوشیاری بیشتری نسبت به وجود درونیمان پیدا می کنیم.
رشد معنوی نه فقط برای کسانی که به دنبال روشنگری معنوی هستند و انتخاب میکنند که در محیطهایی دور از اجتماع و تنها زندگی کنند، بلکه برای همه افراد اهميت زیادی دارد. رشد معنوی می تواند پایه و مبنای زندگی بهتر و هماهنگ تر برای همه باشد، زندگی که فارغ از هرگونه فشار و دغدغه، ترس و اضطراب باشد.
با کشف وجود واقعی خود، ما رویکری متفاوت نسبت به زندگی پیدا خواهیم کرد. یاد می گیریم که اجازه دهیم موقعیت های خارجی روی وجود درونی و اعتقادات ما تاثیر بگذارد و قدرت و نیروی درونی در ما ایجاد می شوذد که ابزارهایی بسیار مفید و موثر هستند.
رشد معنوی راهی برای فرار از مسئولیت، غیرعادی رفتار کردن و تبدیل شدن به فردی غیرفعال نیست. بلکه متدی برای رشد، قوی تر، شادتر و مسئولیت پذیرتر شدن است.
شما می توانید راه رشد معنوی را بپیمایید و در عین حال مثل افراد عادی جامعه زندگی کنید. لازم نیست به دوردست بروید و تنها به زندگی خود ادامه دهید. می توانید خانواده تشکیل دهید، کار کنید، و برای خود تجارتی را بچرخانید، و در عین حال در فعالیت هایی که به توسعه و رشد درونی می انجامد شرکت کنید.
یک زندگی متعادل مستلزم این است که نه تنها نیازهای جسمی، احساسی و ذهنی خود را برآورده کنیم، بلکه احتیاجات روحی خود را نیز در نظر داشته باشیم و این هدف رشد معنوی است.
10 نکته برای رشد معنوی
1. کتاب های معنوی مطالعه کنید. درمورد آنچه که می خوانید فکر کنید، و ببینید که چطور می توانید از اطلاعاتی که گرفته اید در زندگی خود استفاده کنید.
2. حداقل روزی 15 دقیقه مدیتیشن کنید. اگر نمی دانید که مدیتیشن چطور انجام می مشود، می توانید از کتاب ها و نوارهای آموزشی آن استفاده کنید یا در کلاسهای آن شرکت کنید.
3. یاد بگیرید که چطور با تمرینات تمرکز و مدیتیشن ذهنتان را آرام کنید.
4. این حقیقت را دریابید که شما روحی با یک جسم فیزیکی هستید، نه یک جسم فیزیکی با یک روح. اگر بتوانید این ایده را به طور کامل بپذیرید، رفتار شما درمقابل خیلی از مسائل زندگی تغییر خواهد کرد.
5. هر از گاهی به درون خود و به ذهنتان نگاه کنید و ببینید که چه چیز باعث هوشیاری و بیداری شما می شود.
6. مثبت فکر کنید. اگر متوجه شدید که شروع به منفی بافی کرده اید، سریعاً این حالت را تغییر داده و سعی کنید که مثبت فکر کنید.
7. با نگاه کردن به روشنی های زندگی، عادات شاد و سرزندگی را در خود پرورش دهید و سعی کنید شاد و خرسند زندگی کنید. شادی از درون خود شما نشات می گیرد. اجازه ندهید که شرایط خارجی شادی و خوشبختی شمار ا بر هم زند.
8. روی توانایی تصمیم گیری و قدرت اراده خود کار کنید. این باعث قدرت دادن به شما می شود و قادر خواهید بود عنان اختیار ذهنتان را به دست گیرید.
9. از جهان به خاطر هر چه که به دست می آورید تشکر کنید.
10. در برخورد با دیگران صبور و شکیبا باشید و با ملاحظه رفتار کنید.
رشد معنوی حق همه ی انسانهاست. کلیدی است برای رسیدن به آرامش فکر و خوشبختی. این رشد معنوی است که قدرت فوق العاده روح شما را آشکار خواهد کرد. این روح حتی در مادی ترین افراد هم وجود دارد. میزان آشکار شدن این روح درونی بستگی به این دارد که چقدر این روح به ظاهر شما نزدیک باشد و چقدر توسط افکار، اعتقادات و باورهای شما مخفی و پنهان شده باشد.
منبع:
مردمان